فرهنگ آریان‌پور

تیزنظر

#۶۳٬۸۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

acute

تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)

۲

hawk

باز، قوش، شاهین، با باز شکار کردن، دوره گردى کردن، طوافى کردن، جار زدن و جنس فروختن، فروختن