فرهنگ آریان‌پور

تیزبین

#۶۳٬۸۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

argus eyed

تیزبین

۲

hawk

باز، قوش، شاهین، با باز شکار کردن، دوره گردى کردن، طوافى کردن، جار زدن و جنس فروختن، فروختن

۳

keen

تیز کردن، شدید بودن، شدید کردن، نوحه سرایى کردن، تیز، پرزور، تند، حاد، شدید، زیرک، باهوش، مشتاق lynxeyed

۴

acute

تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)

۵

astute

زیرک، ناقلا، دانا، هوشیار، محیل، دقیق، موشکاف

۶

perceptive

حساس و باهوش

۷

percipient

فریس، مدرک، وابسته به ادراک و بینش sharpsighted

۸

microscopic

وابسته به میکروسکپ، بسیار کوچک، ذره بینى

۹

discriminating

تبعیض قائل شدن، با علائم مشخصه ممتاز کردن eagleeyed