فرهنگ آریان‌پور

تیز هوش

#۶۳٬۸۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

sitted

تیز هوش

۲

witted

تیز هوش

۳

quick witted

تیز هوش

۴

sharp witted

تیز هوش، تیز فهم، هوشیار

۵

fly

(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ

۶

snell

سریع، فعال، مشتاق، زیرک، تیز هوش، سخت، خشن، بند قلاب ماهیگیرى، بند زدن (به قلاب ماهیگیرى)

۷

lynx eyed

تیزبین، تیز هوش

۸

gifted

با استعداد، داراى بخشش یا نعمت خدا داده، موید