فرهنگ آریانپور
تیز هوش
#۶۳٬۸۱۶
sitted
تیز هوش
witted
تیز هوش
quick witted
تیز هوش
sharp witted
تیز هوش، تیز فهم، هوشیار
fly
(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ
snell
سریع، فعال، مشتاق، زیرک، تیز هوش، سخت، خشن، بند قلاب ماهیگیرى، بند زدن (به قلاب ماهیگیرى)
lynx eyed
تیزبین، تیز هوش
gifted
با استعداد، داراى بخشش یا نعمت خدا داده، موید