فرهنگ آریان‌پور

تیز شدن

#۶۳٬۷۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

peak

قله، به قله رسیدن، نوک، راس، کلاه نوک تیز، (مجازى) منتها درجه، حداکثر، کاکل، فرق سر، دزدیدن، تیز شدن، به صورت نوک تیز درآمدن، به نقطه اوج رسیدن، نحیف شدن

۲

sharpen

تیز کردن، تیز شدن، نوک تیز کردن، تقلب کردن، تند کردن