فرهنگ آریان‌پور

تیز - نوک -

#۶۳٬۷۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

acute

تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)

۲

ogive

طاق رومى، نوک تیز، پرتابه یا موشک

۳

horned

شاخ، بوق، کرنا، شیپور، پیاله، نوک horn

۴

peaked

قله، به قله رسیدن، نوک، راس، کلاه نوک تیز، (مجازى) منتها درجه، حداکثر، کاکل، فرق سر، دزدیدن، تیز شدن، به صورت نوک تیز درآمدن، به نقطه اوج رسیدن، نحیف شدن peak

۵

picked

نوک تیز، نوک دار، خاردار، برگزیده، پاک کرده، انتخاب شده، لخت، پوست کنده، کلنگ خورده

۶

acerous

بى شاخک، نوک تیز

۷

acuminate

نوک تیز، نوک دار، با ذکاوت

۸

glochidial

(glochidiate =) ـ (گیاه شناسى) خارى، خار دار، نوک تیز، داراى مو

۹

lanceolate

نیشتر مانند، نیزه مانند، نیزه اى، نوک تیز

۱۰

glochidiate

(glochidial =) ـ (گیاه شناسى) خارى، خار دار، نوک تیز، داراى مو