فرهنگ آریانپور
تیز - نوک -
#۶۳٬۷۷۱
acute
تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)
ogive
طاق رومى، نوک تیز، پرتابه یا موشک
horned
شاخ، بوق، کرنا، شیپور، پیاله، نوک horn
peaked
قله، به قله رسیدن، نوک، راس، کلاه نوک تیز، (مجازى) منتها درجه، حداکثر، کاکل، فرق سر، دزدیدن، تیز شدن، به صورت نوک تیز درآمدن، به نقطه اوج رسیدن، نحیف شدن peak
picked
نوک تیز، نوک دار، خاردار، برگزیده، پاک کرده، انتخاب شده، لخت، پوست کنده، کلنگ خورده
acerous
بى شاخک، نوک تیز
acuminate
نوک تیز، نوک دار، با ذکاوت
glochidial
(glochidiate =) ـ (گیاه شناسى) خارى، خار دار، نوک تیز، داراى مو
lanceolate
نیشتر مانند، نیزه مانند، نیزه اى، نوک تیز
glochidiate
(glochidial =) ـ (گیاه شناسى) خارى، خار دار، نوک تیز، داراى مو