فرهنگ آریان‌پور

تیره‌ کردن

#۶۳٬۷۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

obscure

تیره، تار، محو، مبهم، نامفهوم، گمنام، تیره کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، گمنام کردن

۲

overcloud

ابرى یا تیره شدن، با ابر پوشاندن، تیره کردن، افسرده کردن

۳

darken

تاریک شدن، تاریک کردن

۴

eclipse

گرفتگى، گرفت، کسوف یا خسوف، تحت الشعاع قرار دادن

۵

overshadow

تاریک کردن، مسلط شدن بر، تحت الشعاع قرار دادن، سایه افکندن بر