تیره کردن
#۶۳٬۷۳۳
bedim
تیره کردن، با ابر پوشاندن، ابرى یا مانند ابر کردن
tarnish
تیره کردن، کدر کردن، لکه دار کردن
overcast
تیره کردن، سایه افکندن ابر، ابر دار کردن، پوشاندن، سایه انداختن، ابرى، تیره، پوشیده
dim
تار، تاریک، کم نور، مبهم، تیره کردن
fog
مه، تیرگى، ابهام، تیره کردن، مه گرفتن، مه آلود بودن
mud
گل، لجن، گل آلود کردن، تیره کردن، افترا
blur
لکه، تیرگى، منظره مه آلود، لک کردن، تیره کردن، محو کردن، نامشخص به نظر آمدن
dark
تاریک، تیره، تیره کردن، تاریک کردن
gloom
تاریکى، تیرگى، تاریکى افسرده کننده، ملالت، افسردگى، دل تنگى، افسرده شدن، دلتنگ بودن، عبوس بودن، تاریک کردن، تیره کردن، ابرى بودن (آسمان)
shade
سایه، حباب چراغ یا فانوس، آباژور، سایه بان، جاى سایه دار، اختلاف جزیى، سایه رنگ، سایه دار کردن، سایه افکندن، تیره کردن، کم کردن، زیر و بم کردن
dimmer
تار، تاریک، تیره کردن، تیره کننده، تار کننده
dimmest
تار، تاریک، تیره کردن
obscure
تیره، تار، محو، مبهم، نامفهوم، گمنام، تیره کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، گمنام کردن
overcloud
ابرى یا تیره شدن، با ابر پوشاندن، تیره کردن، افسرده کردن