فرهنگ آریان‌پور

تیره کردن

#۶۳٬۷۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

bedim

تیره کردن، با ابر پوشاندن، ابرى یا مانند ابر کردن

۲

tarnish

تیره کردن، کدر کردن، لکه دار کردن

۳

overcast

تیره کردن، سایه افکندن ابر، ابر دار کردن، پوشاندن، سایه انداختن، ابرى، تیره، پوشیده

۴

dim

تار، تاریک، کم نور، مبهم، تیره کردن

۵

fog

مه، تیرگى، ابهام، تیره کردن، مه گرفتن، مه آلود بودن

۶

mud

گل، لجن، گل آلود کردن، تیره کردن، افترا

۷

blur

لکه، تیرگى، منظره مه آلود، لک کردن، تیره کردن، محو کردن، نامشخص به نظر آمدن

۸

dark

تاریک، تیره، تیره کردن، تاریک کردن

۹

gloom

تاریکى، تیرگى، تاریکى افسرده کننده، ملالت، افسردگى، دل تنگى، افسرده شدن، دلتنگ بودن، عبوس بودن، تاریک کردن، تیره کردن، ابرى بودن (آسمان)

۱۰

shade

سایه، حباب چراغ یا فانوس، آباژور، سایه بان، جاى سایه دار، اختلاف جزیى، سایه رنگ، سایه دار کردن، سایه افکندن، تیره کردن، کم کردن، زیر و بم کردن

۱۱

dimmer

تار، تاریک، تیره کردن، تیره کننده، تار کننده

۱۲

dimmest

تار، تاریک، تیره کردن

۱۳

obscure

تیره، تار، محو، مبهم، نامفهوم، گمنام، تیره کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، گمنام کردن

۱۴

overcloud

ابرى یا تیره شدن، با ابر پوشاندن، تیره کردن، افسرده کردن