فرهنگ آریان‌پور

تیره

#۶۳٬۷۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

fuscous

تیره، سیه فام، گندمکون

۲

dark

تاریک، تیره، تیره کردن، تاریک کردن

۳

gens

(در روم و یونان قدیم) خانواده، تیره، خاندان، طایفه، قبیله، دسته

۴

black

سیاه، تیره، سیاه شده، چرک و کثیف، زشت، تهدید آمیز، عبوسانه، سیاهى، دوده، لباس عزا، سیاه رنگ، سیاه رنگى، سیاه کردن

۵

fuzzy

کرکى، ریش ریش، پرزدار، خوابدار، تیره

۶

heavy

سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار واژه هاى شامل

۷

turbid

گل آلود، تیره، کدر، درهم و بر هم، مه آلود آبگونه‌

۸

cloudy

ابرى، پوشیده از ابر، (مجازى) تیره

۹

darkle

در تاریکى پنهان شدن، تیره، تاریک

۱۰

gloomy

تاریک، تیره، افسرده، غم افزا

۱۱

fulvous

گندمگون، زرد کمرنگ، سبزه، تیره

۱۲

funereal

جنازه اى، تیره، غم انگیز، دلتنه کننده

۱۳

caliginous

مه آلود، تاریک، تیره، تار، غلیظ

۱۴

sullen

عبوس، ترشرو، کج خلق، غیر معاشر، عبوسانه دود یا ابر