فرهنگ آریان‌پور

تیرگی

#۶۳٬۶۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

obscurity

تیرگى، تارى، ابهام، گمنامى

۲

dinginess

تیرگى، چرکى، دودى رنگ

۳

turbidity

تیرگى، گل آلودى، مه آلودى

۴

fog

مه، تیرگى، ابهام، تیره کردن، مه گرفتن، مه آلود بودن

۵

blur

لکه، تیرگى، منظره مه آلود، لک کردن، تیره کردن، محو کردن، نامشخص به نظر آمدن

۶

gloom

تاریکى، تیرگى، تاریکى افسرده کننده، ملالت، افسردگى، دل تنگى، افسرده شدن، دلتنگ بودن، عبوس بودن، تاریک کردن، تیره کردن، ابرى بودن (آسمان)

۷

muddle

گیج کردن، خراب کردن، درهم و بر هم کردن، گیجى، تیرگى

۸

dimness

کم نورى، تیرگى، تارى، تاریکى

۹

feculence

گل آلودى، تیرگى، حالت دردى، مدفوع

۱۰

nigrescence

سیاهى، سیاه شدگى، تیرگى، سیاه چردگى

۱۱

dusk

تاریک و روشن، هواى گرگ و میش، هنگام غروب، تاریک نمودن

۱۲

murk

تاریک، تیره murkiness

۱۳

eclipse

گرفتگى، گرفت، کسوف یا خسوف، تحت الشعاع قرار دادن

۱۴

opacity

کدرى، تارى، حاجب ماورایى، ایهام

۱۵

blackness

سیاهى darkness