فرهنگ آریان‌پور

تیراندازی

#۶۳٬۶۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

archery

تیراندازى، کماندارى

۲

musketry

تیراندازى، تفنگ، تفنگ ها

۳

gunnery

توپخانه، تیراندازى، علم توپخانه

۴

riflery

استعمال تفنگ، تیراندازى، تفنگدارى

۵

shot

(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن

۶

shooting

(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن