واژههای فارسی←تیراتصالیفرهنگ آریانپورتیراتصالی#۶۳٬۶۳۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱tieدستمال گردن، کراوات، بند، گره، قید، الزام، علاقه، رابطه، برابرى، تساوى بستن، گره زدن، زدنواژههای نزدیک در الفباتیارشدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتیاریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتیامینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتیامینازمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتیانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتیان - ماهی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر