فرهنگ آریان‌پور

تیر دار کردن

#۶۳٬۵۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

stanchion

پایه، تیر، میل، شمع، حایل، نگهدار، سایبان یا چادر جلو مغازه، مهار یا محدود کردن، تیر دار کردن