واژههای فارسی←تیر دار کردنفرهنگ آریانپورتیر دار کردن#۶۳٬۵۷۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱stanchionپایه، تیر، میل، شمع، حایل، نگهدار، سایبان یا چادر جلو مغازه، مهار یا محدود کردن، تیر دار کردنواژههای نزدیک در الفباتیارشدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتیاریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتیامینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتیامینازمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتیانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتیان - ماهی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر