فرهنگ آریان‌پور

تیر پایه

#۶۳٬۵۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

sill

(cill =) ـ آستانه، پایه، تیر پایه، آستانه در، گسله بسترى، داراى آستانه یا پایه نمودن

۲

skid

تیر حایل، تیر پایه، لغزیدن، غلتگاه، سر خوردن، ترمز ماشین، تخته پل، راه شکست، مسیر سقوط، ترمز کردن، سریدن، سرانیدن

۳

groundsel

اساس، پایه، (گیاه شناسى) شیخ الربیع، تیر پایه

۴

pile

کپه، توده، کومه، مقدار زیاد، کرک، یک تارموى، خواب پارچه، پارچه خزنما، ستون، ستون لنگرگاه، ستون پل، سد، موج شکن، توده کردن، کومه کردن، اندوختن، پرز قالى و غیره