فرهنگ آریان‌پور

تیر انداختن

#۶۳٬۵۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

shaft

میله، محور، استوانه، بدنه، چوبه، قلم، سابقه، دسته، چوب، تیر، پرتو، چاه، دودکش، بادکش، نیزه، خدنگ، گلوله، ستون، تیر انداختن، پرتو افکندن

۲

gun

تفنگ، توپ، (ز.ع، آمریکایى) ششلول، تلمبه دستى، سرنگ آمپول زنى و امثال آن، تیر اندازى کردن