فرهنگ آریان‌پور

تیر

#۶۳٬۵۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

mast

تیر، دکل یکپارچه، دیرک، بادکل مجهز کردن

۲

arrow

تیر، خدنگ، پیکان، سهم

۳

caber

تیر، تنه درخت، شاه تیر، لاپه (در شیروانى)

۴

gunshot

تیر اندازى، گلوله، تیر، زخم گلوله، تیر رس

۵

butt shaft

تیر، نیزه

۶

bar

میله، شمش، مانع شدن، میل، تیر، نرده حایل، (مجازى) مانع، جاى ویژه زندانى در محکمه، دادگاه، هیئت وکلا، میکده، بار مشروب فروشى، از بین رفتن (ادعا) رد کردن دادخواست، بستن، مسدود کردن، بازداشتن، ممنوع کردن، بجز، به استثناء، بنداب

۷

lug

گوشک، گوش پوش، آویزه، دسته یا هر چیزى که به وسیله آن چیزى را حمل یا بیاویزند، هر عضو جلو آمده چیزى، دیرک، تیر، آدم کله خر، کودن، عذاب دادن، به زور کشیدن، کشیدن و بردن، قالب زدن (بزو)، گنجانیدن، پس زدن دهنه اسب، سنگین حرکت کردن

۸

dart

زوبین، نیزه، تیر، بسرعت حرکت کردن، حرکت تند، پیکان

۹

prop

حایل، نگهدار، پایه، تیر، شمع (در معدن)، نگهداشتن، پشتیبانى کردن، حایل کردن یا شدن

۱۰

perch

نشیمن گاه پرنده، چوب زیر پایى، تیر، میل، جایگاه بلند، جاى امن، نشستن، قرار گرفتن، فرود آمدن، درجاى بلند قرار دادن

۱۱

shaft

میله، محور، استوانه، بدنه، چوبه، قلم، سابقه، دسته، چوب، تیر، پرتو، چاه، دودکش، بادکش، نیزه، خدنگ، گلوله، ستون، تیر انداختن، پرتو افکندن

۱۲

ledger

معین، دفترکل، سنگ پهن روى گور، تیر، تخته

۱۳

riband

(ribband =) ـ لایه، پشت بند، نوار، نوار تزیینى، روبان، تیر

۱۴

Mercury

جیوه - (Hg)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 80 و جرم اتمى 200.59 گرم بر مول سیماب، (نجوم) تیر، پیک، پیغام بر، دزد ماهر، (با حرف بزرگ) عطارد، یکى از خدایان یونان قدیم

۱۵

ribband

(riband =) ـ لایه، پشت بند، نوار، نوار تزیینى، روبان، تیر

۱۶

quintain

هدف، تیر، هدف حمله، شعر پنج سطرى

۱۷

shooting

(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن