فرهنگ آریان‌پور

تیار کردن

#۶۳٬۴۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

ready

آماده کردن، مهیا کردن، حاضر کردن، آماده

۲

supply

فرآورده، تهیه کردن، رساندن، دادن به، عرضه داشتن، تدارک دیدن، تولید کردن، موجودى، لزوم، آذوقه، منبع، تامین کردن

۳

prepare

آماده کردن، تدارک دیدن، پستا کردن، مهیا ساختن، مجهز کردن، آماده شدن، ساختن

۴

unlimber

آماده کردن، مهیا شدن