فرهنگ آریان‌پور

توهین‌ کردن

#۶۳٬۴۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

insult

توهین کردن به، بى احترامى کردن به، خوار کردن، فحش دادن، بالیدن، توهین

۲

affront

آشکارا توهین کردن، رو به رو دشنام دادن، بى حرمتى، هتاکى، مواجهه، رو در رویى

۳

trash

آشغال، مهمل، خاکروبه، زوائد گیاهان، به صورت آشغال در آوردن

۴

slight

مقدار ناچیز، شخص بى اهمیت، ناچیز شمارى، بى اعتنایى، تحقیر، صیقلى، تراز، لاغر، نحیف، باریک اندام، پست، حقیر، فروتن، کودن، قلیل، اندک، کم، ناچیز شمردن، تراز کردن