فرهنگ آریان‌پور

توهین

#۶۳٬۴۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

snash

توهین، بى احترامى، دست اندازى، مسخره، گستاخى کردن

۲

insult

توهین کردن به، بى احترامى کردن به، خوار کردن، فحش دادن، بالیدن، توهین

۳

aspersion

توهین، افتراء، آب پاشى و آب افشانى

۴

insultation

توهین

۵

wite

تنبیه، مجازات، گوشمالى، جرم، تقصیر، توهین، سرزنش کردن

۶

flout

دست انداختن، استهزاء کردن، اهانت یا بى احترامى کردن، مسخره، توهین

۷

libel

افترا، تهمت، توهین، هجو، افترا زدن

۸

offence

(offense =) ـ گناه، تقصیر، حمله، یورش، هجوم، اهانت، توهین، دلخورى، رنجش، تجاوز، قانون شکنى، بزه

۹

offense

(offence =) ـ گناه، تقصیر، حمله، یورش، هجوم، اهانت، توهین، دلخورى، رنجش، تجاوز، قانون شکنى، بزه

۱۰

affront

آشکارا توهین کردن، رو به رو دشنام دادن، بى حرمتى، هتاکى، مواجهه، رو در رویى

۱۱

contumely

اهانت، بى حرمتى، خفت، سبکى، توهین

۱۲

insolence

گستاخى، بى احترامى، جسارت، اهانت، توهین، غرور، خود بینى، ادعاى بیخود، تکبر

۱۳

vituperation

ناسزا گویى، توهین، بدگویى، سرزنش، توبیخ

۱۴

disparagement

بى احترامى، توهین، بى اعتبارى، خوار شمارى، کاهش، انکار فضیلت

۱۵

cut

(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف

۱۶

brass

برنج (فلز)، پول خرد برنجى، بى شرمى، افسر ارشد

۱۷

effrontery

جسارت، گستاخى، بیشرمى، چیرگى