واژههای فارسی←تولید مثل کردنفرهنگ آریانپورتولید مثل کردن#۶۳٬۳۵۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱spawnتخم ماهى، اشپل، بذر، جرم، تخم ریزى کردن (حیوانات دریایى)، تولید مثل کردنواژههای نزدیک در الفباتوبیخ کنندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتوبیخ متقابل - سرزنش -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتوبیخ ملایممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتوبیخ نفسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتوبیخ و سرزنش - قابل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتوبیخ و ملامت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر