فرهنگ آریان‌پور

تولید

#۶۳٬۲۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

generation

تولید نیرو، نسل، تولید، زایش

۲

production

تولید، محصول، فرآورى، عمل آورى، ساخت، استخراج، فرآورده

۳

turn out

تولید کردن، وارونه کردن، با کلید خاموش کردن، اجتماع، ازدحام، تولید، از کار درآمدن، بنتیجه مطلوبى رسیدن، (انگلیس) اعتصاب، اعتصابگر

۴

output

خروجى، برونداد، محصول، تولید، بازده

۵

genesis

پیدایش، تکوین، تولید، طرز تشکیل، کتاب پیدایش (تورات) ـ پسوندى است به معنى " ایجاد کننده "

۶

efficiency

بازده، بهره ورى، راندمان، کفایت، عرضه، میزان لیاقت، تولید، کارآیى، فعالیت مفید

۷

manufacture

ساختن، جعل کردن، تولید کردن، ساخت، مصنوع، تولید

۸

production rule

قاعده، تولید

۹

making

(past: made ; past participle: made) ـ ساختن، به وجود آوردن، درست کردن، تصنیف کردن، خلق کردن، باعث شدن، وادار یا مجبور کردن، تاسیس کردن، گائیدن، ساختمان، ساخت، سرشت، نظیر، شبیه make

۱۰

fabrication

ساخت