فرهنگ آریانپور
تولید
#۶۳٬۲۹۱
generation
تولید نیرو، نسل، تولید، زایش
production
تولید، محصول، فرآورى، عمل آورى، ساخت، استخراج، فرآورده
turn out
تولید کردن، وارونه کردن، با کلید خاموش کردن، اجتماع، ازدحام، تولید، از کار درآمدن، بنتیجه مطلوبى رسیدن، (انگلیس) اعتصاب، اعتصابگر
output
خروجى، برونداد، محصول، تولید، بازده
genesis
پیدایش، تکوین، تولید، طرز تشکیل، کتاب پیدایش (تورات) ـ پسوندى است به معنى " ایجاد کننده "
efficiency
بازده، بهره ورى، راندمان، کفایت، عرضه، میزان لیاقت، تولید، کارآیى، فعالیت مفید
manufacture
ساختن، جعل کردن، تولید کردن، ساخت، مصنوع، تولید
production rule
قاعده، تولید
making
(past: made ; past participle: made) ـ ساختن، به وجود آوردن، درست کردن، تصنیف کردن، خلق کردن، باعث شدن، وادار یا مجبور کردن، تاسیس کردن، گائیدن، ساختمان، ساخت، سرشت، نظیر، شبیه make
fabrication
ساخت