فرهنگ آریانپور
توله
#۶۳٬۲۷۸
pup
توله سگ، بچه سگ ماهى، توله زائیدن pup پلنگ و خرس و غیره
puppy
توله سگ، جوانک خود نما و نادان
whelp
توله، توله سگ، بچه هر نوع حیوان گوشتخوار، توله زائیدن
cub
بچه شیر، بچه پستانداران گوشتخوار، توله، آخور، توله زائیدن
yelper
(جانور شناسى) توله
get
(past: got ; past participle: got, gotten) ـ تحصیل شده، کسب کرده، به دست آمده، فرزند، به دست آوردن، فراهم کردن، حاصل کردن، تحصیل کردن، تهیه کردن، فهمیدن، رسیدن، عادت کردن، ربودن، فائق آمدن، زدن، (در مورد جانوران) زایش، تولد
baby
بچه، کودک، طفل، نوزاد، مانند کودک رفتار کردن، نوازش کردن
spawn
تخم ماهى، اشپل، بذر، جرم، تخم ریزى کردن (حیوانات دریایى)، تولید مثل کردن
offspring
زادو ولد، فرزند، اولاد، مبدا، منشا
youngling
جوانه (در گیاهان)، جوانک، مبتدى