فرهنگ آریان‌پور

توله

#۶۳٬۲۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

pup

توله سگ، بچه سگ ماهى، توله زائیدن pup پلنگ‌ و خرس‌ و غیره‌

۲

puppy

توله سگ، جوانک خود نما و نادان

۳

whelp

توله، توله سگ، بچه هر نوع حیوان گوشتخوار، توله زائیدن

۴

cub

بچه شیر، بچه پستانداران گوشتخوار، توله، آخور، توله زائیدن

۵

yelper

(جانور شناسى) توله

۶

get

(past: got ; past participle: got, gotten) ـ تحصیل شده، کسب کرده، به دست آمده، فرزند، به دست آوردن، فراهم کردن، حاصل کردن، تحصیل کردن، تهیه کردن، فهمیدن، رسیدن، عادت کردن، ربودن، فائق آمدن، زدن، (در مورد جانوران) زایش، تولد

۷

baby

بچه، کودک، طفل، نوزاد، مانند کودک رفتار کردن، نوازش کردن

۸

spawn

تخم ماهى، اشپل، بذر، جرم، تخم ریزى کردن (حیوانات دریایى)، تولید مثل کردن

۹

offspring

زادو ولد، فرزند، اولاد، مبدا، منشا

۱۰

youngling

جوانه (در گیاهان)، جوانک، مبتدى