فرهنگ آریان‌پور

توقیف‌ کردن (2)

#۶۳٬۲۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

nab

قاپیدن، دستگیر کردن، توقیف حقوق‌

۲

attach

الصاق کردن، بستن، پیوستن، پیوست کردن، ضمیمه کردن، چسباندن، نسبت دادن، گذاشتن، (حقوق) ضبط کردن، توقیف شدن، دلبسته شدن