فرهنگ آریانپور
توفیدن
#۶۳٬۱۵۹
rage
دیوانگى، خشم، غضب، خروشیدن، میل مفرط، خشمناک شدن، غضب کردن، شدت داشتن
roar
خروش، خروشیدن، غرش کردن، غریدن، داد زدن، داد کشیدن
flock
رمه، گله، گروه، جمعیت، دسته پرندگان، به صورت گله و رمه در آمدن، گرد آمدن، جمع شدن، ازدحام کردن
storm
کولاک، توفان، تغییر ناگهانى هوا، توفانى شدن، با حمله گرفتن، یورش آوردن
swarm
گروه، دسته زیاد، گروه زنبوران، ازدحام، ازدحام کردن، هجوم آوردن
rumble
صداى ریز و سنگین درآوردن، غریدن، چیز پر سر و صدا، شکایت، چغلى، غرولند
throng
گروه، جمعیت، ازدحام، هجوم، ازدحام کردن