فرهنگ آریان‌پور

توفیدن

#۶۳٬۱۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

rage

دیوانگى، خشم، غضب، خروشیدن، میل مفرط، خشمناک شدن، غضب کردن، شدت داشتن

۲

roar

خروش، خروشیدن، غرش کردن، غریدن، داد زدن، داد کشیدن

۳

flock

رمه، گله، گروه، جمعیت، دسته پرندگان، به صورت گله و رمه در آمدن، گرد آمدن، جمع شدن، ازدحام کردن

۴

storm

کولاک، توفان، تغییر ناگهانى هوا، توفانى شدن، با حمله گرفتن، یورش آوردن

۵

swarm

گروه، دسته زیاد، گروه زنبوران، ازدحام، ازدحام کردن، هجوم آوردن

۶

rumble

صداى ریز و سنگین درآوردن، غریدن، چیز پر سر و صدا، شکایت، چغلى، غرولند

۷

throng

گروه، جمعیت، ازدحام، هجوم، ازدحام کردن