فرهنگ آریان‌پور

توفان

#۶۳٬۱۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

tempest

توفان، تندباد، تندى، جوش و خروش، هیجان، توفان ایجاد کردن، توفانى شدن

۲

tornado

توفان، هیجان، گردباد، طغیان

۳

windstorm

توفان، گردباد، باد سریع

۴

storm

کولاک، توفان، تغییر ناگهانى هوا، توفانى شدن، با حمله گرفتن، یورش آوردن

۵

stour

عظیم، غول آسا، بزرگ، قوى، تومند، خشن، سخت، شق، مقتدر، متعدد، کشمکش، عجله، هیجان، اختلاف، توفان

۶

squall

توفانى شدن (معمولاً همراه باران یا برف)، باد بى سابقه و شدید، باد، بوران، توفان

۷

wind

(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس

۸

weather

هوا، تغییر فصل، آب و هوا، باد دادن، در معرض هوا گذاشتن، تحمل یا برگزار کردن