فرهنگ آریانپور
توفان
#۶۳٬۱۳۰
tempest
توفان، تندباد، تندى، جوش و خروش، هیجان، توفان ایجاد کردن، توفانى شدن
tornado
توفان، هیجان، گردباد، طغیان
windstorm
توفان، گردباد، باد سریع
storm
کولاک، توفان، تغییر ناگهانى هوا، توفانى شدن، با حمله گرفتن، یورش آوردن
stour
عظیم، غول آسا، بزرگ، قوى، تومند، خشن، سخت، شق، مقتدر، متعدد، کشمکش، عجله، هیجان، اختلاف، توفان
squall
توفانى شدن (معمولاً همراه باران یا برف)، باد بى سابقه و شدید، باد، بوران، توفان
wind
(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس
weather
هوا، تغییر فصل، آب و هوا، باد دادن، در معرض هوا گذاشتن، تحمل یا برگزار کردن