فرهنگ آریان‌پور

توف

#۶۳٬۱۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

echo

طنین، پژواک، انعکاس صدا، طنین صدا، توف، خنیدن

۲

swarm

گروه، دسته زیاد، گروه زنبوران، ازدحام، ازدحام کردن، هجوم آوردن

۳

rumble

صداى ریز و سنگین درآوردن، غریدن، چیز پر سر و صدا، شکایت، چغلى، غرولند

۴

hubbub

غوغا، هیاهو، جنجال