فرهنگ آریان‌پور

توطئه‌ کردن

#۶۳٬۱۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

brew

به وسیله جوشاندن و تخمیر آبجو ساختن، دم کردن، سرشتن، آمیختن، اختلاط

۲

plot

رسم کردن، کشیدن، نقشه، طرح، موضوع اصلى، توطئه، دسیسه، قطعه، نقطه، موقعیت، نقشه کشیدن، طرح ریزى کردن، توطئه چیدن

۳

frame

قاب، چارچوب، قاب کردن، قاب گرفتن، چارچوب گرفتن، طرح کردن، تنظیم کردن، بیان کردن، فرمول، قاعده، منطق، اسکلت، ساختمان، چهارچوب، تنه، بدن، پاپوش درست کردن

۴

collude

ساخت و پاخت کردن، تبانى کردن، توطئه چیدن

۵

connive

چشم پوشى کردن، مسامحه کردن، تجاهل کردن، سر و سر داشتن

۶

conspire

توطئه چیدن براى کار بد، هم پیمان شدن، درنقشه خیانت شرکت کردن