فرهنگ آریان‌پور

توطئه چیدن

#۶۳٬۱۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

plot

رسم کردن، کشیدن، نقشه، طرح، موضوع اصلى، توطئه، دسیسه، قطعه، نقطه، موقعیت، نقشه کشیدن، طرح ریزى کردن، توطئه چیدن

۲

scheme

برنامه، طرح، نقشه، ترتیب، رویه، تدبیر، تمهید، نقشه طرح کردن، توطئه چیدن

۳

collude

ساخت و پاخت کردن، تبانى کردن، توطئه چیدن

۴

collogue

چاپلوسى کردن، موافقت دروغى کردن، توطئه چیدن، محرمانه گفتگو کردن

۵

intrigue

دسیسه کردن، توطئه چیدن، فریفتن