فرهنگ آریان‌پور

توطئه

#۶۳٬۱۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

conspiracy

توطئه، دسیسه، نقشه خیانت آمیز

۲

frame up

توطئه، دوز و کلک، دسیسه

۳

plot

رسم کردن، کشیدن، نقشه، طرح، موضوع اصلى، توطئه، دسیسه، قطعه، نقطه، موقعیت، نقشه کشیدن، طرح ریزى کردن، توطئه چیدن

۴

shift

تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن

۵

cabal

دوز و کلک، دسیسه و توطئه، روایت، راز، سر، دسیسه کردن

۶

intrigue

دسیسه کردن، توطئه چیدن، فریفتن

۷

underplot

داستان فرعى، یک سلسله حوادث تبعى و عرفى نمایش، توطئه، دسیسه محرمانه، دوز و کلک

۸

collusion

ساخت و پاخت، تبانى، سازش، هم نیرنگ، بست و بند

۹

machination

دسیسه، تدبیر، طرح

۱۰

skullduggery

(skulduggery =) ـ رفتار زیر جلکى و خائنانه، تقلب