فرهنگ آریان‌پور

توصیه‌ کردن

#۶۳٬۰۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

counsel

اندرز، مشاوره دو نفرى، مشورت، تدبیر، پند دادن (به)، توصیه کردن، نظریه دادن، رایزنى

۲

recommend

سفارش کردن توصیه کردن، توصیه شدن، معرفى کردن

۳

teach

(past: taught ; past participle: taught) ـ آموختن، تعلیم دادن، درس دادن، مشق دادن، معلمى یا تدریس کردن

۴

advise

نصیحت کردن، آگاهانیدن، توصیه دادن، قضاوت کردن، پند دادن، رایزنى کردن

۵

commend

ستودن، ستایش کردن

۶

endorse

پشت نویس کردن، ظهرنویسى کردن، درپشت سند نوشتن، امضا کردن، صحه گذاردن

۷

suggest

اشاره کردن بر، به فکر خطور دادن، اظهار کردن، پیشنهاد کردن، تلقین کردن

۸

prescribe

تجویز کردن، نسخه نوشتن، تعیین کردن