فرهنگ آریان‌پور

توشه

#۶۳٬۰۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

luggage

توشه، بنه سفر، جامه دان، اثاثه

۲

kit

بسته لوازم، بچه گربه، بچه جانوران، بچه زائیدن (گربه)، تغار، سطل، توشه سرباز، اسباب کار، بنه سفر

۳

outfit

تجهیز، ساز و برگ، همسفر، گروه، بنه سفر، توشه، لوازم فنى، سازو برگ آماده کردن، تجهیز کردن

۴

provision

تهیه، قید، توشه، تدارک، شرط، بند، ماده، قوانین، سورسات رساندن، مقرر داشتن، شرط کردن

۵

supply

فرآورده، تهیه کردن، رساندن، دادن به، عرضه داشتن، تدارک دیدن، تولید کردن، موجودى، لزوم، آذوقه، منبع، تامین کردن

۶

baggage

بار و بنه ى مسافر، چمدان، بار سفر