فرهنگ آریان‌پور

توسری

#۶۲٬۹۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

lumps

قلنبه، کلوخه، گره، تکه، درشت، مجموع، آدم تنه لش، توده، دربست، یکجا، قلنبه کردن، توده کردن، بزرگ شدن