فرهنگ آریان‌پور

توزیع شدن

#۶۲٬۹۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

spread

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن

۲

strength

نیرو، زور، قوت، قوه، توانایى، دوام، استحکام

۳

stringency

شدت، کسادى، سختگیرى، تند و تیزى