توری
#۶۲٬۹۱۰
grid
تورى، سیخ، سیخ شبکه اى، رشته هاى درهم و بر هم راه آهن و مانند آن، دریچه سوراخ سوراخ، سیخ دار کردن، با رشته ها و میله هاى درهم و بر هم مجهز کردن، کباب کردن
lacing
تورى، یراق، یراق دوزى، ملیله دوزى
net
تور، تورى، دام، شبکه، تار عنکبوت، تور ماهى گیرى و امثال آن، خالص، ویژه، خرج دررفته، اساسى، اصلى، به دام افکندن، با تور گرفتن، شبکه دار کردن، به تور انداختن
lace
پر از سوراخ، پر از سوراخ کردن، بند کفش، تر، تورى، نوار، قیطان، بندکفش را بستن، یراق دوزى کردن، بنددار کردن
screen
پرده، روى پرده افکندن، غربال، غربال کردن، پرده سینما، صفحه تلویزیون، دیوار، تخته حفاظ، تور سیمى، پنجره تورى دار، الک کردن، تور سیمى نصب کردن (به در و پنجره)، روى پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن
netting
شبکه بندى، شبکه، تورى دوزى، تور سازى
network
شبکه، شبکه تورى، شبکه ارتباطى، وابسته به شبکه
mesh
سوراخ تور پشه بند، سوراخ، چشمه، شبکه، تنیده، بافته به دام انداختن، گیر انداختن، شبکه ساختن، تور ساختن، جور شدن، درهم گیر افتادن (مثل دنده هاى ماشین)، تور مانند یا مشبک کردن
chiffon
تور نازک، نوعى پارچه ابریشمى، نوعى کیک
trimming
درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل trim