فرهنگ آریانپور
تورم
#۶۲٬۸۸۶
inflation
تورم
turgescence
تورم، برآمدگى، آماس، باد کردگى، تکبر
swell
(past: swelled ; past participle: swollen, swelled) ـ باد کردن، آماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگى، برجسته، شیک، زیبا (در گویش، آمریکایى) عالى
struma
(پزشکى، گیاه شناسى) اتساع و گشاد شدن هر عضوى (مثل پستان وعدد لنفاوى)، غمباد، گواتر، تورم
turgidity
ورم، آماس، باد، باد کردگى، تورم، غرور، طمطراق
protuberance
(protuberancy =) ـ برآمدگى، قلنبگى، تورم، باد کردگى
protuberancy
(protuberance =) ـ برآمدگى، قلنبگى، تورم، باد کردگى
weal
خیر، سعادت، آسایش، ثروت، دارایى
distension
باد کردگى، انبساط، نفخ distention