فرهنگ آریان‌پور

تورم

#۶۲٬۸۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

inflation

تورم

۲

turgescence

تورم، برآمدگى، آماس، باد کردگى، تکبر

۳

swell

(past: swelled ; past participle: swollen, swelled) ـ باد کردن، آماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگى، برجسته، شیک، زیبا (در گویش، آمریکایى) عالى

۴

struma

(پزشکى، گیاه شناسى) اتساع و گشاد شدن هر عضوى (مثل پستان وعدد لنفاوى)، غمباد، گواتر، تورم

۵

turgidity

ورم، آماس، باد، باد کردگى، تورم، غرور، طمطراق

۶

protuberance

(protuberancy =) ـ برآمدگى، قلنبگى، تورم، باد کردگى

۷

protuberancy

(protuberance =) ـ برآمدگى، قلنبگى، تورم، باد کردگى

۸

weal

خیر، سعادت، آسایش، ثروت، دارایى

۹

distension

باد کردگى، انبساط، نفخ distention