فرهنگ آریانپور
تور
#۶۲٬۸۱۳
net
تور، تورى، دام، شبکه، تار عنکبوت، تور ماهى گیرى و امثال آن، خالص، ویژه، خرج دررفته، اساسى، اصلى، به دام افکندن، با تور گرفتن، شبکه دار کردن، به تور انداختن
mesh
سوراخ تور پشه بند، سوراخ، چشمه، شبکه، تنیده، بافته به دام انداختن، گیر انداختن، شبکه ساختن، تور ساختن، جور شدن، درهم گیر افتادن (مثل دنده هاى ماشین)، تور مانند یا مشبک کردن
gauze
تنزیب، کریشه، تور، گاز پانسمان، مه خفیف
netting
شبکه بندى، شبکه، تورى دوزى، تور سازى
network
شبکه، شبکه تورى، شبکه ارتباطى، وابسته به شبکه
save all
چیزى که مانع زیان گردد، پایه شمعدان، قلک، آدم خسیس، تور
tour
گشت، سفر، مسافرت، سیاحت، ماموریت، نوبت، گشت کردن، سیاحت کردن
excursion
گردش، گشت، سیر، گردش بیرون شهر