فرهنگ آریان‌پور

تور

#۶۲٬۸۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

net

تور، تورى، دام، شبکه، تار عنکبوت، تور ماهى گیرى و امثال آن، خالص، ویژه، خرج دررفته، اساسى، اصلى، به دام افکندن، با تور گرفتن، شبکه دار کردن، به تور انداختن

۲

mesh

سوراخ تور پشه بند، سوراخ، چشمه، شبکه، تنیده، بافته به دام انداختن، گیر انداختن، شبکه ساختن، تور ساختن، جور شدن، درهم گیر افتادن (مثل دنده هاى ماشین)، تور مانند یا مشبک کردن

۳

gauze

تنزیب، کریشه، تور، گاز پانسمان، مه خفیف

۴

netting

شبکه بندى، شبکه، تورى دوزى، تور سازى

۵

network

شبکه، شبکه تورى، شبکه ارتباطى، وابسته به شبکه

۶

save all

چیزى که مانع زیان گردد، پایه شمعدان، قلک، آدم خسیس، تور

۷

tour

گشت، سفر، مسافرت، سیاحت، ماموریت، نوبت، گشت کردن، سیاحت کردن

۸

excursion

گردش، گشت، سیر، گردش بیرون شهر