فرهنگ آریان‌پور

توده‌ کاه

#۶۲٬۷۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

mow

(past: mowed ; past participle: mowed, mown) ـ چیدن، علف چیدن، چمن را زدن، توده یونجه یا کاه

۲

rick

پیچ خوردگى، پیچ، کومه کردن، کومه، پشته، توده