فرهنگ آریان‌پور

توده شدن

#۶۲٬۷۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

drift

توده باد آورده، جسم شناور، برف باد آورده، معنى، مقصود، جریان آهسته، جمع شدن، توده شدن، بى اراده کار کردن، بى مقصد رفتن، دستخوش پیشامد بودن، یخرفت، راندگى

۲

glomeration

اختلاط، توده شدن

۳

dump

زباله، آشغال، موادى که موقتا براى استعمال انبار مى شود، تفکر، خیال، جنس را (براى رقابت) بقیمت خیلى ارزان فروختن، فرورفتن در خیالات واهى، حالت مالخولیایى، رو گرفت، رو بردارى کردن

۴

heap

توده، کپه، کومه، پشته، انبوه، گروه، جمعیت، توده کردن، پر کردن

۵

mass

انبوه، توده، جرم، مراسم عشاء ربانى، کپه، گروه، جمع، حجم، قسمت عمده، جمع آورى کردن، توده مردم

۶

pile

کپه، توده، کومه، مقدار زیاد، کرک، یک تارموى، خواب پارچه، پارچه خزنما، ستون، ستون لنگرگاه، ستون پل، سد، موج شکن، توده کردن، کومه کردن، اندوختن، پرز قالى و غیره

۷

clump

انبوه، دسته، خوشه، ضربه سنگین، مشت، انبوه کردن

۸

accumulate

انباشتن، جمع شده، جمع شونده، اندوختن، روى هم انباشتن