فرهنگ آریانپور
توده درهم و برهم
#۶۲٬۷۵۰
huddle
روى هم ریختن، روى هم انباشتن، ناقص انجام دادن، ازدحام کردن، مخفى کردن، درهم ریختگى، ازدحام، اجتماع افراد یک تیم، کنفرانس مخفیانه
jumble
کیک کوچک شبیه حلقه، درهم آمیختگى، شلوغى، تکان تکان خوردن، سوارى کردن
shuffle
برزدن، به هم آمیختن، به هم مخلوط کردن، این سو و آن سو حرکت کردن، بى قرار بودن