فرهنگ آریان‌پور

تودرتو کردن

#۶۲٬۷۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

elaborate

استادانه درست شده، به زحمت درست شده، به زحمت ساختن، داراى جزئیات، با دقت شرح دادن

۲

complicate

پیچیده کردن، پیچیدن، بغرنج کردن