فرهنگ آریان‌پور

تودرتو

#۶۲٬۷۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

nested

تودرتو، آشیانه اى

۲

involute

بغرنج، تودرتو، مبهم، غامض، پیچدار، پیچیده شدن، پیچدار شدن

۳

elaborate

استادانه درست شده، به زحمت درست شده، به زحمت ساختن، داراى جزئیات، با دقت شرح دادن

۴

complicated

پیچیده، بغرنج