فرهنگ آریان‌پور

توخالی

#۶۲٬۶۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

gash

زخم، بریدگى، جاى زخم در صورت، آلت تناسلى زن، مقاربت جنسى، توخالى، لاف، بد منظر، زشت، زیرک، خوش لباس، زخم زدن، بریدن، شکافدار کردن، پرحرفى کردن

۲

bunkum

حرف چرند، چاخان، توخالى

۳

buncombe

حرف چرند، چاخان، توخالى

۴

vain

بیهوده، عبث، بى فایده، باطل، پوچ، ناچیز، جزیى، تهى، مغرور، خودبین، مغرورانه، به طور بیهوده

۵

empty

تهى، خالى، پوچ، خالى کردن، تهى شدن

۶

hollow

پوک، میان تهى، گود افتاده، گود شده، تهى، پوچ، بى حقیقت، غیر صمیمى، کاواک، خالى کردن