فرهنگ آریانپور
توخالی
#۶۲٬۶۸۶
gash
زخم، بریدگى، جاى زخم در صورت، آلت تناسلى زن، مقاربت جنسى، توخالى، لاف، بد منظر، زشت، زیرک، خوش لباس، زخم زدن، بریدن، شکافدار کردن، پرحرفى کردن
bunkum
حرف چرند، چاخان، توخالى
buncombe
حرف چرند، چاخان، توخالى
vain
بیهوده، عبث، بى فایده، باطل، پوچ، ناچیز، جزیى، تهى، مغرور، خودبین، مغرورانه، به طور بیهوده
empty
تهى، خالى، پوچ، خالى کردن، تهى شدن
hollow
پوک، میان تهى، گود افتاده، گود شده، تهى، پوچ، بى حقیقت، غیر صمیمى، کاواک، خالى کردن