فرهنگ آریانپور
توجیه ناپذیر
#۶۲٬۶۷۵
wanton
سرکش، حرف نشنو، بازیگوش، خوشحال، عیاش، گستاخ، جسور، شرور شدن، گستاخ شدن، بى ترتیب کردن، شهوترانى کردن، افراط کردن
untenable
غیر قابل دفاع، اشغال نشدنى، غیر قابل اشغال
inexcusable
عذر نا پذیر، بدون بهانه، نبخشیدنى، غیر معذور
unwarranted
(unwarrantable =) ـ غیر قابل ضمانت، توجیه نکردنى، بى جا
indefensible
غیر قابل دفاع، غیر قابل اعتذار، تصدیق نکردنى
inexplicable
غیر قابل توضیح، روشن نکردنى، دشوار
unjustifiable
ناموجه، ناحق