فرهنگ آریان‌پور

توجیه ناپذیر

#۶۲٬۶۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

wanton

سرکش، حرف نشنو، بازیگوش، خوشحال، عیاش، گستاخ، جسور، شرور شدن، گستاخ شدن، بى ترتیب کردن، شهوترانى کردن، افراط کردن

۲

untenable

غیر قابل دفاع، اشغال نشدنى، غیر قابل اشغال

۳

inexcusable

عذر نا پذیر، بدون بهانه، نبخشیدنى، غیر معذور

۴

unwarranted

(unwarrantable =) ـ غیر قابل ضمانت، توجیه نکردنى، بى جا

۵

indefensible

غیر قابل دفاع، غیر قابل اعتذار، تصدیق نکردنى

۶

inexplicable

غیر قابل توضیح، روشن نکردنى، دشوار

۷

unjustifiable

ناموجه، ناحق