فرهنگ آریان‌پور

توجیه شده

#۶۲٬۶۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

justified

توجیه کردن هم تراز شدن، حق دادن (به)، تصدیق کردن، ذیحق دانستن، توجیه کردن justify