فرهنگ آریان‌پور

توجیه

#۶۲٬۶۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

justification

توجیه، دلیل آورى، مجوز، هم ترازى

۲

vindication

حمایت، دفاع، اثبات بیگناهى، توجیه، خونخواهى

۳

rationalization

انطباق با اصول عقلانى، عقلانى کردن، توجیه، توجیه عقلى

۴

account

شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن، (حق) حساب پس دادن، ذکر علت کردن، تخمین زدن، دانستن، نقل کردن حساب، صورت حساب، گزارش، بیان علت، سبب، شرح، مسئول بودن

۵

warrant

سند عندالمطالبه، گواهى کردن، تضمین کردن، گواهى، حکم

۶

apologia

دفاع، پوزش ادبى raison d'etre