فرهنگ آریان‌پور

توجه‌ کردن‌ از

#۶۲٬۶۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

care

تیمار، پرستارى، مواظبت، بیم، دلواپسى (معنى مجازى) غم، پروا داشتن، غم خوردن، علاقمند بودن

۲

keep

(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه

۳

mind

فکر، خاطر، ذهن، خیال، مغز، فهم، فکر چیزى را کردن، یاد آورى کردن، تذکر دادن، مراقب بودن، مواظبت کردن، ملتفت بودن، اعتناء کردن به، حذر کردن از، تصمیم داشتن

۴

cover

پوشاندن، تامین کردن، پوشش، سرپوش، جلد، جلد کردن، پنهان کردن، طى کردن، رویه، لفاف، پاکت