فرهنگ آریان‌پور

توجه‌ کردن

#۶۲٬۶۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

attend

توجه کردن، مواظبت کردن، گوش کردن (به)، رسیدگى کردن، حضور داشتن (در)، در ملازمت کسى بودن، همراه بودن (با)، (مجازى) درپى چیزى بودن، از دنبال آمدن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، انتظار داشتن

۲

note

(موسیقى) کلید پیانو، آهنگ صدا، نوت موسیقى، خاطرات، یادداشت ها (در جمع)، تذکاریه یادداشت کردن، ثبت کردن، بخاطر سپردن، ملاحظه کردن، نوت موسیقى نوشتن، یاداشت، تبصره، توجه کردن، ذکر کردن

۳

baby

بچه، کودک، طفل، نوزاد، مانند کودک رفتار کردن، نوازش کردن

۴

heed

پروا، اعتنا، توجه، ملاحظه، رعایت، مراعات، اعتنا کردن (به)، محل گذاشتن به، ملاحظه کردن

۵

look

نگاه، نظر، نگاه کردن، نگریستن، دیدن، چشم را به کار بردن، قیافه، ظاهر، به نظر آمدن مراقب بودن، وانمود کردن، ظاهر شدن، جستجو کردن

۶

nurse

پرستار، دایه، مهد، پرورشگاه، پروراندن، پرستارى کردن، شیر خوردن، باصرفه جویى یا دقت به کار بردن

۷

watch

پائیدن، دیدبان، پاسدارى، کشیک، مدت کشیک، ساعت جیبى و مچى، ساعت، مراقبت کردن، مواظب بودن، بر کسى نظارت کردن، پاسدارى کردن

۸

regard

ملاحظه، مراعات، رعایت، توجه، درود، سلام، بابت، باره، نگاه، نظر، ملاحظه کردن، اعتنا کردن به، راجع بودن به، وابسته بودن به، نگریستن، نگاه کردن، احترام

۹

address

درست کردن، مرتب کردن، متوجه ساختن، قراول رفتن، دستور دادن، اداره کردن، نظارت کردن، خطاب کردن، عنوان نوشتن، مخاطب ساختن، سخن گفتن عنوان، نام و نشان، سرنامه، نشانى، آدرس، خطاب، خطابه، نطق، عریضیه، طرزخطاب، برخورد، مهارت، حمل، ارسال، نشانى دادن address ـ (44)