فرهنگ آریان‌پور

توجه

#۶۲٬۵۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

tendance

توجه، مراقبت، مواظبت، پرستارى، حضور

۲

assiduity

توجه، پشتکار، استقامت، مداومت، توجه و دقت مداوم

۳

attention

توجه، مواظبت، دقت، خاطر، حواس، ادب و نزاکت، (علوم نظامى) خبردار، حاضرباش (با حرف بزرگ)، رسیدگى

۴

advertency

توجه، عمدى

۵

attendance

توجه، مواظبت، رسیدگى، تیمار، پرستارى، خدمت، ملازمت، حضور، حضار، همراهان، ملتزمین

۶

heed

پروا، اعتنا، توجه، ملاحظه، رعایت، مراعات، اعتنا کردن (به)، محل گذاشتن به، ملاحظه کردن

۷

keep

(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه

۸

favor

(favour =) ـ التفات، توجه، مرحمت، مساعدت، طرفدارى، مرحمت کردن، نیکى کردن به، طرفدارى کردن

۹

favour

(favor =) ـ التفات، توجه، مرحمت، مساعدت، طرفدارى، مرحمت کردن، نیکى کردن به، طرفدارى کردن

۱۰

notice

آگهى، خبر، اعلان، توجه، اطلاع، اخطار، ملتفت شدن، دیدن، شناختن، ملاحضه کردن

۱۱

regard

ملاحظه، مراعات، رعایت، توجه، درود، سلام، بابت، باره، نگاه، نظر، ملاحظه کردن، اعتنا کردن به، راجع بودن به، وابسته بودن به، نگریستن، نگاه کردن، احترام

۱۲

remark

ملاحظه کردن، اظهار داشتن، اظهار نظریه دادن، اظهار، بیان، توجه، ملاحظه، تذکر، تبصره

۱۳

notation

نشان گذارى، نماد سازى، یاد داشت، ثبت، توجه، بخاطر سپارى، حاشیه نویسى

۱۴

advertence

عطف، توجه، عمد

۱۵

consideration

ملاحظه، رسیدگى، توجه، مراعات

۱۶

intrigue

دسیسه کردن، توطئه چیدن، فریفتن