فرهنگ آریان‌پور

توپی

#۶۲٬۵۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

plug

توپى، سوراخ گیره، در، سر، قاش، قاچ، دوشاخه کلید اتصال، سربطرى، توپى گذاشتن (در)، بستن، درچیزى را گرفتن، قاچ کردن، تیر زدن، برق وصل کردن، دو شاخه

۲

spigot

توپى، لب لوله که در لوله دیگرى جا مى افتد، شیر آب، سوراخ گیر

۳

spile

میخ چوبى، میخچه، گل میخ، توپى، با میخ چوبى مسدود کردن، بستن، سوراخ گیرى

۴

stopper

چوب پنبه، سربطرى، توپى، جلوگیرى کننده، با دریچه بستن، با چوب پنبه بستن

۵

tap

شیر آب، ضربت آهسته، ضربات آهسته و پیوسته زدن، شیر آب زدن به، از شیر آب جارى کردن، بهره بردارى کردن از، سوراخ چیزى را بند آوردن

۶

bung

چوب پنبه بشکه، دریچه مجرا، کیسه، (مجازى) جیب بر، ساقى، دروغ، سوراخ بشکه را بستن

۷

stopple

متوقف کننده، توقف، مسدود کردن