فرهنگ آریانپور
توپ زدن
#۶۲٬۴۹۲
bluff
توپ زدن، حریف را از میدان در کردن، توپ، قمپز، چاخان، سراشیب، پرتگاه
kick off
توپ زدن، شروع مسابقه فوتبال
bid
(past: bid, bade ; past participle: bid, bidden) ـ فرمودن، امر کردن، دعوت کردن، پیشنهاد کردن، توپ زدن، خداحافظى کردن، قیمت خریدرا معلوم کردن، مزایده، پیشنهاد
ante
بالا بردن، نشان دادن، توپ زدن پیشوندى است به معنى " پیش " و " قبل از " و " در جلو "
bunt
فشار با سر، (در بیسبال) زدن توپ، ناخوشى قارچى گندم، غربال، زدن، فشار دادن، (زبان عامیانه) توپ زدن، الک کردن، اصلاح کردن