فرهنگ آریان‌پور

توبیخ کردن

#۶۲٬۴۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

redargue

توبیخ کردن، متهم ساختن، تکذیب کردن

۲

vituperate

توبیخ کردن، بد گفتن، ناسزا گفتن، سرزنش کردن، عیب جویى کردن

۳

rail

سرزنش، توبیخ، سرکوفت، طعنه، ریل خط آهن، خط آهن، نرده، نرده کشیدن، توبیخ کردن

۴

rebuke

گوشمالى، توبیخ کردن، ملامت کردن، ملامت، زخم زبان

۵

reprehend

سرزنش کردن، توبیخ کردن

۶

tell off

شمردن و کنار گذاردن، تعیین کردن، توبیخ کردن، مردود شمردن